خـــــــــــــــدایـــــــــــــــا!..
خورشید را به من قرض میدهی؟..
از تو كه پنهان نیست،
سرزمین خیالم دوباره یخ بسته است...
+نوشته
شده در 6 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت10:51;توسط gharibe tanha; |
|
ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺳﺨﺖ ﻧﯿﺴﺖ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﺑﻮﺩﻥ ﺳﺨﺖ ﺍﺳﺖ ... برگرد بهم قول دادی مال من باشی...
+نوشته
شده در 4 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت17:30;توسط gharibe tanha; |
|
هر روز ضربدر مـــــــــــــی زنم بر روی دیـــــــــــــــــــــــ ـوارش
البته نمی دانم تا کــــــــــــــی باید روز ها را ســـــــــیاه کنم
بیا دیگر...
شاید این آخرین سالنامه ام باشد ...!
+نوشته
شده در 4 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت17:28;توسط gharibe tanha; |
|
دلم گرمی یک اغوش دلم لحظه ای بودن دلم دلم دلم
+نوشته
شده در 4 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت17:8;توسط gharibe tanha; |
|
دلتنگى”
حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره
تمنای بودنش رامیکند
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
+نوشته
شده در 4 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت17:3;توسط gharibe tanha; |
|
از ساعت متنفرم !
این اختراع غریب بشر که مدام ،
جای خالی حضورت را به رخ دلتنگی یادم می کشد!!
+نوشته
شده در 4 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت16:59;توسط gharibe tanha; |
|
رویا هایی هست که شاید هرگز تعبیر نشوند عزیزم برگرد
اما همیشه شیرین اند
مثل رویــــای داشتن تـــــــو . . .
.
+نوشته
شده در 4 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت16:58;توسط gharibe tanha; |
|
زندگی غمکده ای بیش نبود / بهر ما جز غم و تشویش نبود
به کدام خاطره اش خوش باشم / که کدام خاطره اش نیش نبود . . .
+نوشته
شده در 4 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت16:55;توسط gharibe tanha; |
|
برآنچه گذشت، آنچه شکست و آنچه ریخت حسرت نخور
زندگی اگر زیبا بود با گریه شروع نمی شد…
+نوشته
شده در 4 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت16:54;توسط gharibe tanha; |
|
می گویند : شاد بنویس ... نوشته هایت درد دارند! و من یاد ِ مردی می افتم که با کمانچه اش ، گوشه ی خیابان شاد میزد... اما با چشمهای ِ خیس ...!
+نوشته
شده در 4 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت16:50;توسط gharibe tanha; |
|
می دانی؟
یک وقت هایی باید
رویِ یک تکه کاغذ بنویسی
تعطیل است
و بچسبانی پشتِ شیشهیِ افکارت
... ... باید به خودت استراحت بدهی
دراز بکشی
دست هایت را زیر سرت بگذاری
به آسمان خیره شوی
و بی خیال سوت بزنی
در دلت بخندی به تمام افکاری که
پشت شیشهیِ ذهنت صف کشیده اند
آن وقت با خودت بگویی:
بگذار منتظر بمانند.
+نوشته
شده در 21 / 1 / 1392برچسب:, ;ساعت13:17;توسط gharibe tanha; |
|
نَــ دآشتـــَـن تُو...
نـَـ بُودَنـــ تُو...
نــَ مآندَنــــ تُو...
کآشـــ آیــن بآر حدآقل "دلِ وآژه" برآیــَــمـ مــی سُوختـــــــــ
و خَبــَر میــــدآد آز "نـَـ رفتــــن" تُو
+نوشته
شده در 21 / 1 / 1392برچسب:, ;ساعت13:16;توسط gharibe tanha; |
|
بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته
آسمان پر باران چشم هایم
بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه
بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد
وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟
+نوشته
شده در 21 / 1 / 1392برچسب:, ;ساعت13:12;توسط gharibe tanha; |
|
نــذر ڪـرכه ام اگـر نیآیـے ، پیـآכه از یآכت بــِروَمـ ...!
+نوشته
شده در 21 / 1 / 1392برچسب:, ;ساعت13:11;توسط gharibe tanha; |
|
به حبابی می مانم که به نسیمی که زندگیش نامیدم به پرواز در آمده ام و تا فرود که فرصتی است بس کوتاه دل بستم و به رقص در آمدم فرودم آرام و سقوطم بی دلهره اما از هم پاشیدنم حتمی است...
+نوشته
شده در 19 / 12 / 1391برچسب:, ;ساعت10:44;توسط gharibe tanha; |
|
شایسته ترین رهاوردم از این سفر برای تو ای یار مهربان صبوری است.
+نوشته
شده در 19 / 12 / 1391برچسب:, ;ساعت10:36;توسط gharibe tanha; |
|
وامانده ام .....وقتی می رسم که رفته است.
+نوشته
شده در 19 / 12 / 1391برچسب:, ;ساعت10:35;توسط gharibe tanha; |
|
هرگز مپندارید که سکان عشق را می توانید بدست بگیرید و آن را هدایت کنید بلکه این عشق است که اگر شما را ارزشمند بیابد راهنمایی تان خواهد کرد.
+نوشته
شده در 19 / 12 / 1391برچسب:, ;ساعت10:33;توسط gharibe tanha; |
|
عشق تنها گلی است که بی نیاز از فصول می روید وگل می دهد.
+نوشته
شده در 19 / 12 / 1391برچسب:, ;ساعت10:32;توسط gharibe tanha; |
|
اگر بر روی آب خسی باشی و اگر بر هوا پری مگسی باشی دل به دست آر تا کسی باشی.
+نوشته
شده در 19 / 12 / 1391برچسب:, ;ساعت10:30;توسط gharibe tanha; |
|
نمیدانم ! من در دوستداشتنت غرق شدهام ...؟ یا دوستداشتنت در من ...؟ هرچه هست جداییشان / درست بر عکس من و تو خیلی سخت است!
+نوشته
شده در 12 / 12 / 1391برچسب:, ;ساعت16:18;توسط gharibe tanha; |
|
" خداحافظی ات " عجب خرابه ای به بار آورده! نگاه کن ... مدت هاست در تلاشند مرا از زیر آوار تنهایی هایم بیرون کشند!
+نوشته
شده در 12 / 12 / 1391برچسب:, ;ساعت16:11;توسط gharibe tanha; |
|
رفتنت ممکن نیست رفتنت ممکن شد!! باورش ممکن نیست...
+نوشته
شده در 12 / 12 / 1391برچسب:, ;ساعت16:2;توسط gharibe tanha; |
|
به فـــقـر احــسـاس ِ”انـــسـانیّـــت”دچــــار شــدیـــم !
نــسلی که دردش را ،
کیـبـوردها ..
پیامک ها ..
و ..
تـلفن هـــای پـی در پـی مـی فهمـــنـد …
+نوشته
شده در 11 / 12 / 1391برچسب:, ;ساعت14:42;توسط gharibe tanha; |
|
نــه از تنهــايــي مــيتــرســم، نــه از تنهــا مــانــدن! تــرســم از تنهــا بــودن، در كنــار ديگــري ســت . . . پس برگرددددددددددددددددددددد...................
+نوشته
شده در 11 / 12 / 1391برچسب:, ;ساعت14:42;توسط gharibe tanha; |
|
اینجا زمین است... اینجا جایی است که وقتی زانوهایت را از شدت تنهایی بغل گرفته ای به جای همدردی برایت سکه می اندازند چه عجیب مردمانی!!!!!!
+نوشته
شده در 11 / 12 / 1391برچسب:, ;ساعت14:40;توسط gharibe tanha; |
|
گـاه בلـمــ مےـگـیرב
گـاه زטּـבگــے ســخـتــــ مےـشـوב
گـاه تـטּـهـا , تـטּـهـایـے آرامـشــ مـے آورב
گـاه گـذشـتـهـ اذیـتـمـ مـیـکـنـב
ایـטּ `گـاه هـا`... گـهـگـاه تـمـامــ روز و شـبــ مـنــ مےـشـو טּـב
آטּـوقـت بـغـض گـلـویـم را مـےـگـیـرב !
בرسـت مـثـل هـمےــטּ روزـها ...
+نوشته
شده در 11 / 12 / 1391برچسب:, ;ساعت14:38;توسط gharibe tanha; |
|
شاید با هم بودن سخت تکرار شود… اما به یاد هم بودن را هر لحظه میتوان تکرار کرد…
+نوشته
شده در 11 / 12 / 1391برچسب:, ;ساعت14:37;توسط gharibe tanha; |
|