هنوز هم مرا به جان تو قسم میدهند میبینی تنها من نیستم که رفتنت را باور نمیکنم ...
+نوشته
شده در 23 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت16:33;توسط gharibe tanha; |
|
به چشم هایت بگو انصاف هم خوب است دیگر طاقت ندارم ! من حرمسرایی دارم از درد "تـــــــــــــــــــــو" سوگلی آن هستی! هر روز بی "تـــــــــــــــــــــو" خط عمر کف دستم کوتاه تر میشود!
+نوشته
شده در 23 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت16:32;توسط gharibe tanha; |
|
نبودنت در من قدم می زند، من زیر ِ باران! تو دور میشوی، من خیس! این دِلبری های ِ بهار است، نیامده دیوانه می کند،
+نوشته
شده در 23 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت16:32;توسط gharibe tanha; |
|
مگر تو باران را دوست نداشتی ..؟برگرد و ببین آسمان چشمانم را برایت بارانی کردم... کجایی ... ؟ هی پشت این گوشی جای شماره ، گریه ام را میگیرم ... برگرد و نگاه کن از من چه ساخته ای! ویرانه ای از پوست و استخوان...
+نوشته
شده در 23 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت16:31;توسط gharibe tanha; |
|
وقتی نیستی حسی مبهم دارم ؛ شبیه کسی می شوم کمی زیاد مُرده !!! نباشی ... قندها هم شیرین نیستند ... به همین چای یخ کرده قسم ! در آخرین بوسه لبخندم روی لب هایت جاماند.
+نوشته
شده در 23 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت16:30;توسط gharibe tanha; |
|
من هر روز و هر لحظه نگرانت می شوم که چه می کنی !؟
پنجره ی اتاقم را باز می کنم و فریاد می زنم
تنهاییت برای من ...
غصه هایت برای من ...
همه بغضها و اشکهایت برای من ...
بخند برایم بخند
آنقدر بلند
تا من هم بشنوم صدای خنده هایت را ...
صدای همیشه خوب بودنت را
دلم برایت تنگ شده
دوستت دارم ...
+نوشته
شده در 23 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت16:23;توسط gharibe tanha; |
|
هر جا که می بینم نوشته است: "خواستن توانستن است" اتش می گیرم یعنی او نخواست که نشد
+نوشته
شده در 21 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت15:43;توسط gharibe tanha; |
|
هــرقــدر کــه محـکــم بــاشــی… یــک نقــطــه…یـک لـبخنــد…یــک عطــرآشنــا... یــک نگــاه…یــک صــدا…یــک یــاد…از درون داغــونــت میــکنــد... هــرقــدرهــم کــه محــکــم بــاشــی..!
+نوشته
شده در 21 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت15:41;توسط gharibe tanha; |
|
یــــہ روزـے بـــــہ یــــہ جــــــایـــے میـــــرســـے کــــہ بــــایـــــد بــــگـــذرـے از هــمــــہ چـــــے "یــــــــــــــــــادم بخــــــــــــــــیر "
خــــــیلیــے وقــــتــــہ دارمـــ از خــــودمـــ مـــیـــگذرمـ
+نوشته
شده در 21 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت15:41;توسط gharibe tanha; |
|
یــﮧ جـפּرے دلـمــ تـنـگــ میشــﮧ بـرآتــ محآلــﮧ بـتـפּنــے تـصـפּر ڪـنــے گـمـפּنـمــ טּِمــيــتـפּنــے حـتــے خـפּدتــ جـآے خـآلـیـتـפּ تـפּ دلـمــ پـر ڪـنــے
+نوشته
شده در 21 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت15:40;توسط gharibe tanha; |
|
نـهـ قهـــوه ام شکــر
نــهـ اینکــه نــخواهـــم
حـــواســـش را نــــداشتــــم
یعنـــی مــی دانـــی..
امـــروز نــبـودم
نــهـ!
امـــــروز اصــلا نـبـــودم
+نوشته
شده در 21 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت15:38;توسط gharibe tanha; |
|
گاهی حــــرف ها وزن ندارد … ریتم ندارد … آهنگ ندارد … اما خوب گوش کن … درد دارند …
+نوشته
شده در 21 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت11:7;توسط gharibe tanha; |
|
هر شب نقش تو را عالی بازی می کند !
+نوشته
شده در 21 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت11:7;توسط gharibe tanha; |
|
آه من تنهاترین، تنهای این دنیام
هیچ یاری، مهربانی، هیچ همدردی
نیست حتی سایه ای اینجا
قلب من عمریست بغضش را فروخورده
اشک های تلخ من هم سخت، تکراریست
هستم اما از تهی هم نیست تر، گویا
بودنم همرنگ مرگی ممتد و جاریست
+نوشته
شده در 21 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت11:6;توسط gharibe tanha; |
|
+نوشته
شده در 21 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت11:6;توسط gharibe tanha; |
|
یکـ ـ دوستـتـــ دآرمــ ...حتــی ازنـوع شُـل و ولـشــ ... از جآنبــ تــو! *
قـوآمــ مـیـ بـخشـد ... به وجودتـــ در دلـمـــ . . . کــآشـــ بـفهمـیـــ...
+نوشته
شده در 21 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت11:2;توسط gharibe tanha; |
|
"چایت" را نخور! یک بار صدایم کن ... تمام "قند" های "دلم" را برایت آب میکنم!
+نوشته
شده در 21 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت11:0;توسط gharibe tanha; |
|
בلمـ میخواهـב کسے باشـב
«خوب» باشـב
«مهرباטּ » باشـב
« بس» باشـב
همه ے ایـטּ بودטּ هایش فقط براے مـــטּ باشـב
+نوشته
شده در 18 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت16:21;توسط gharibe tanha; |
|
وقتی کسی در کنارت هست،خوب نگاهش کن
به تمام جزئیاتش...
به لبخند بین حرف هایش..
به سبک ادای کلماتش،
به شیوه ی راه رفتنش،نشستنش..
به چشم هاش خیره شو..
دستهایش را به حافظه ات بسپار...
گاهی آدم ها انقد سریع میروند،که حسرت یک نگاه سرسری را هم به دلت میگذارند
+نوشته
شده در 18 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت16:20;توسط gharibe tanha; |
|
بودنت را دوست دارم
وقتی پنجه در کمرم حلقه مے کنی
و به آغوشت سفت مرا مے فشارے
و وادارم مے کنے
که به هیچ کس فکر نکنم
... جـــــــز تــــــو ... !
+نوشته
شده در 18 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت16:0;توسط gharibe tanha; |
|
خدایــــــــــا دلم مرهمی می خواهد
از جنس ِ خـــــــــــــــودت ... نزدیــــــــــــــک بی خطــــــــر بخشنــــــــــده ... بی منت می شودمرادراغوش بگیری؟
+نوشته
شده در 18 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت15:58;توسط gharibe tanha; |
|
+نوشته
شده در 18 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت15:56;توسط gharibe tanha; |
|
خدایــــــــــــا التمـــــــــــاست مــــــی کنـــــــــم
همــــــه دنیــــــــــایـــــــت ارزانــــــــــیِ دیگــــــــــــران !
ولــــــــــــــــی ;
...
آنــکـــــــــــه دنـیــــــــــایِ من اســــــــــت
... مـــــــــــــــــــــالِ دیــگـــــــــــری نبــــــــــاشـــد
+نوشته
شده در 18 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت15:56;توسط gharibe tanha; |
|
صبح یعنی مست صدای تو
ظهر یعنی انتظار تو
عصر یعنی دلتنگم برای تو
شب یعنی یاد تو
و تو یعنی تمام لحظه های من
+نوشته
شده در 18 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت15:56;توسط gharibe tanha; |
|
کلاغ جان!
قصه من به سر رسید...
سوار شو!
تورا هم به خانه ات میرسانم...
+نوشته
شده در 18 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت15:50;توسط gharibe tanha; |
|
حق با کشیش ها بود گالیله! زمین آنقدرها هم گرد نیست... هر کس میرود دیگر باز نمیگردد...
+نوشته
شده در 18 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت15:50;توسط gharibe tanha; |
|
منتظر لحظه اي هستم كه دستانت را بگيرم
در چشمانت خيره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاري كنم
منتظر لحظه اي هستم كه در كنارت بنشينم
سر رو شونه هايت بگذارم….از عشق تو…..
از داشتن تو…اشك شوق ريزم
منتظر لحظه ي مقدس كه تو را در اغوش بگيرم
بوسه اي از سر عشق به تو تقديم كنم
وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه كنم
اري من تورا دوست دارم
وعاشقانه تو را مي ستايم
+نوشته
شده در 15 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت10:16;توسط gharibe tanha; |
|
بی تو بودن را معنا می کنم با تنهایی و آسمان گرفته عزیزم برگرد خواهش میکنم :"(
آسمان پر باران چشم هایم
بی تو بودن را معنا می کنم با شمع , با سوزش ناگریز شمعی بی پروانه
بی تو بودن را چگونه میتوان تفسیر کرد
وقتی که بی تو بودن خیلی دشوار است ؟
+نوشته
شده در 15 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت10:15;توسط gharibe tanha; |
|
دير آمدی
تمام شده ام ديگر
بس كه بلعيده ام اندوه نبودت را ...
هنوز اما همانند حاتم ام
می بخشمت
با آنكه هزار شب بی خوابی
طلب دارم از تو !!!
+نوشته
شده در 15 / 2 / 1392برچسب:, ;ساعت10:14;توسط gharibe tanha; |
|